دلم به نام سپهدار کشور کرم است
همیشه عاشق سقای بی ید وعلم است
من ازقبیله ی عشاق نام اربابم
عشیره ام همه از ساکنان شهر غم است
عقیده ی همه خانواده ام این است
اگر که جان ندهم بهر یار خود ستم است
اگر که زندگی ام وقف نوکر ی نشود
تمام عمر به غفلت گذشته در عدم است
کسی که نان و نمک خورده درسرای حسین
کجا به فکر غم روزگار بیش وکم است
گره گشای غمم دستها ی افتاده است
دلم تجلی آیات نون والقلم است
اگر چه قسمت نیست شعله ی غم یار
"دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است"
احسان محسنی فر
* اشعار
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 13 آذر 1390 توسط قاسمعلی جمالی